1 – ابتدا فایل را از لینک زیر دانلود کنید

2 – فایل دانلود شده را از زیپ خارج کنید

3 – برنامه   VirtualClone Drive را نصب کنید

4 – فایل Medicine.Lookup را از زیپ خارج کنید

5 – وارد my Computer شده و روی درایو جدید ایجاد شده راست کلیک کنید

6 -  روی گزینه VirtualClone Drive رفته و گزینه Mount… را انتخاب کنید

7 – سپس فایل مورد نظر یعنی فایل IMAGE.CCD  را باز کنید

8 –روی درایو Double click  کرده و از پنجره باز شده گزینه Install را انتخاب کنید

9 – در آخر برنامه Khoddam's Drugz Lookup  را باز کرده و داروی خود را Search  کنید

لینک دانلود  :    http://www.4shared.com/rar/lexXl0bR/Books_generic_Iran.html

پسورد  : medical-iran.blogfa.com

+ نوشته شده توسط روح الله حسینی در یکشنبه 13 تیر1389 و ساعت 19:0 |

آشنایی با داروهای پر مصرف :

1 – کاهش فشار خون : آتنولولول ، آملو دیپین ، کاپتو پریل ، انالا پریل ، کلروتیازید ، دیلتیازم ، پروپرانول ،

پرازوسین ، متیل دوپا ، لازیکس

2 – ضد اظطراب : آلپرازولام ، کلر دیازپوکسید ، کلونازپام

3 – ضد افسردگی : سیتا لوپرام ، ایمی پرامین ، هالو پریدول ، نور تلیپتلین

4 – درد گوارشی : سایمتادین ، رانیتیدین ، بلادونا ، کلینیدیوم سی ، امپرازول

5 – کاهش چربی خون : آترو استاتین ، سری واستادین ، جم فیبروزول

6 – اسهال و دل پیچه : بیسموت ، دیفنوکسیلات ، هیوسین

7 – ضد تشنج : کار با ماز پین ، دیازپام ، فنو باربیتال

8 – حساسیت فصلی : لورتادین ، آنتی هیستامین ، سیترزین

9 – آنتی بیوتیک : ایمی پنم ، سفالوزین ، سفتریاکسون ، سفتازیدیم ، جنتا مایسن ، پنی سیلین ها

10 – ضد خارش : کالامین سی ، پرو متازین ، آنتی هیستامین ها

11 – تنظیم ضربانات قلبی : پروپرانول ، دیگوکسین

12 – ضد تهوع : پرومتازین ، دیمن هیدرامین ، ب 6 ، لوپرامید ، پلازیل ، بیسموت

13 – ضد سرفه : دیفن هیدرامین ، کتو دیفن ، اکسپکتورانت ، سیتریزین

14 – دیابت : گلی بن گلامید ، انسولین ، متفورمین

15 – ضد انعقاد خون : وارفارین ، انسولین ، آناکسوپارین ، گلکزان ، آسپرین ، ASA 

16 – باز کننده را هوایی : بکلو متازون ، آمینو فیلین ، برم هگزین

17 – مسکن و ضد التهاب : ایندو متاسین ، دیکلو فناک ، استامینوفن ، پروفن ف ژلوفن ،

18 – ضد قارچ پوستی و واژینال : فلوکونازول

19 – ضد انگل ضد باکتری : مترونید ازول

20 – ضد انگل : مبندازول (دستور دارویی بر اساس وزن بیمار می باشد )

21 – آلبومین : تنظیم مایعات بدن ، در مواردی مثل سوختگی ها و جراحی ها و عفونت های         کاربرد

دارد

22 – دی پریدامول : گشاد کننده عروق ، جلوگیری از لخته خون در عروق

23 – کلسیم فورت : پوکی استخوان

24 – ایزوردیل : کاهش درد قفسه سینه در بیماران آنژین صدری

+ نوشته شده توسط روح الله حسینی در شنبه 12 تیر1389 و ساعت 15:0 |

دارو درمانی :

1 – متو کلو پرامید ( پلازیل) : ضد تهوع و استفراغ

2 – ویتامین B6  : ضد تهوع و استفراغ بخصوص در زنان باردار

3 – ویتامینB Complex - B12  : تقویتی و خونساز

4 – ترامادول : مسکن و ضد درد ، مخدر  ( با نیمی از آمپول پرومتازین تزریق شود )

5 – بتا متازون L.A  : ( طولانی اثر ) درمان حساسیت فصلی

6 – تریام هگزال :  حساسیت فصلی

7 – هیدروکورتیزون : حساسیت فصلی و دارویی و غذایی شدید ، درمان بیماریهای التهابی مثل التهاب

مفاصل

8 – دگزا متازون : التهاب و ورم دندان ، سرما خوردگی در کاهش التهاب مجاری تنفسی و کاهش التهاب

مجاری تنفسی و کاهش آبریزش بینی و چشم ، ضد حساسیت فصلی

9 – لازیکس ( فروزماید ) : ادرار آور ، در افراد فشار خونی ، بیماران کلیوی ، آمادگی برای سونوگرافی

10 – پرومتازین : ضد تهوع و استفراغ ، سرما خوردگی ، ضد حساسیت

11- متو کاربامول ( روباکسین ): شل کننده عضلانی، حجم دارو زیاد است پس آنرا به دو قسمت تقسیم

می کنیم و بعد هر کدام را در یک لوب با تک تزریق می کنیم

12 – دیازپام : آرام بخش ، ضد تشنج

13 – رانیتیدین : کاهش اسید معده ، ضد نفخ

14 – سایمتادین : کاهش اسید معده ، ضد نفخ

15 – هیوسین : شل کننده عضلات گوارشی ، مسکن در درد دور ناف ، دردهای قاعدگی ، اسهال و دل

پیچه ( با نیمی از آمپول پرومتازین تزریق گردد تا از حساسیت دارویی جلوگیری گردد )

16 – هپارین : ضد انعقاد خون

17 – انسولین : درمان دیابت

18 : جنتا مایسن : آنتی بیوتیک ( با تزریق به دفعات زیاد بیمار باید از نظر آزمایشات کلیوی برسی گردد )

19 -  دیسیکلو مین : دل درد ، دل پیچه ، اسهال

20 – ویتامین D3 : جلوگیری از پوکی استخوان ، کاهش درد ناشی از پوکی استخوان در استخوانها و

مفاصل

21 – ویتامین E : تقویت پوست، درمان کمکی همراه با فراورده های خونی در کم خونیداسی شکل،

افزایش تعداد اسپرم و کمک به بارداری در هر دو جنس

22 – ویتامین K : درمان خونریزی های شدید بویژه در خونریزی های ماهانه زنان

23 – داروهای مخدر : ترامادول ، پتدین ، پنتازوسین ، مورفین ، متادون

24 – اناکسو پارین : ضد لخته خون
+ نوشته شده توسط روح الله حسینی در شنبه 12 تیر1389 و ساعت 14:0 |

 نحوه انجام ECG یا گرفتن نوار قلبی :

هر ضربان قلب به منزله یک پیام الکتریکی می باشد که این پیام های الکتریکی به پزشک در تشخیص

بیماری قلبی کمک می نماید . پیام های قلب توسط دستگاه ECG ثبت می گردد این دستگاه دارای

یکسری لید وسیم می باشد . که لیدها به قفسه سینه و گیره ها به دست و پای بیمار وصل می گردد به

این صورت که :

1 – سمت راست بدن : ( دست – قرمز )    ( پا – مشکی )

2 – سمت چب بدن : ( دست – زرد )     ( پا – سبز )

لیدهای سینه ای به این صورت وصل می گردد :

C1 : در فضای دنده ای 3 و 4 سمت راست                                C4 : زیر نوک سینه

C2  : روبروی C1 حدود 1 سانتیمتر پایین تر                                C5 : حدود 2 سانتیمتر به سمت چب

C3 : زیر شماره 2 یا انتهای جناغ سینه متمایل به قلب                C6 : زیر خط زیر بغل

شرایط زیر نیز باید لحاظ گردد :                      

1 – بیمار کاملا STABEL  باشد

2 – غذا و مایعات سرد و گرم مصرف نکرده باشد

3 – اطراف بیمار تلوزیون ، موبایل ، رادیو روشن نباشد

4 – به تخت بیمار تکیه ندهیم

  ECG یا نوار قلبی

 واحد سطح در نوار الكتروكارديوگرافي موج  P ‚ QRS ‚ T ميباشد . ديس شارژ از گره سينوسي با وجود

الكترود در داخل قلب قابل ثبت خواهد بود . بطور مثال در بلوك گره سينوسي ديس شارژ انجام ميگردد

ولي اثري از موج  P ديده نميشود .

در صورت فقدان موج P ‚ ديس شارژ انجام نشده يا اينكه ديس شارژ به دليل بلوك نواحي اطراف SA Node

منتقل نشده است موج P عليرغم اينكه از ديس شارژ SA Node ناشي ميگردد ولي نماينده مستقيم اين

ديس شارژ نيست همچنين داشتن موج P به تنهايي كافي نيست بلكه منشا و شكل آن نيز مهم است .

موج P وقتي به ديس شارژ نسبت داده ميشود كه داراي سه شرط زير باشد :

1ـ موج P در ليدهاي  I ‚ II ‚ III ‚ AVF  الزاما مثبت باشد ( I ‚ II بنا به عقيده بعضي مهمتر است ) پس

بايد ديس شارژ از خود گره سينوسي آغاز شود . جهت وكتور از بالا به پايين و از راست به چپ است

( زيرا ابتدا دهليز راست و بعد دهليز چپ دپولاريزه ميشود ) . اين برايند در اكثر اشتقاقها ايجاد موج مثبت

ميكند بخصوص در ليد I ‚ II ‚ AVF  كه موج  P بايد در اين سه ليد مثبت باشد .

2ـ در اشتقاق AVR  الزاما موج P بايد منفي باشد .

3ـ در ليد  V1  موج P  معمولا بيفازيك ميباشد كه كامپوننت اول مثبت و نماينده دپولاريزاسيون دهليز

راست ميباشد و كامپوننت دوم منفي و نماينده دپولاريزاسيون دهليز چپ ميباشد .

برايند نهايي اين دو نيرو ‚ نيرويي خواهد بود كه دپولاريزاسيون كلي دهليزهاست . موج دپولاريزاسيون

دهليز راست چون به ليد V1 نزديك ميشود پس Deflection  مثبت ايجاد ميكند ولي در دهليز چپ موج

دپولاريزاسيون از ليد V1 دور ميگردد .

در ليد II  موج P  از اورلپ شدن موجهاي حاصل از دپولاريزاسيون دهليز راست و چپ ايجاد ميگردد ولي به

دليل اين همپوشاني يك شكاف ظريف ( notch ) در موج P ليد II بوجود مي آيد كه اين بخاطر جهت محور

دپولاريزاسيون دهليزها است .

عرض موج P بايد از 0.12  ثانيه (سه مربع كوچک /3box) كمتر باشد و اگر زيادتر از اين مقدار باشد غير

طبيعي است و ميتواند علامت بزرگي دهليز چپ باشد همچنين ارتفاع آن بايد از  2.5 ميلي متر

( 2.5 box ) كمتر باشد ‚ كه بطور مثال در بزرگي دهليز راست در ليد  II  شاهد موج P بلندتر از 2.5mm

هستيم .

 كمپلكس  QRS

Septal Branch  اولين شاخه اي است كه از تنه اصلي هيس جدا ميشود و به وسط سپتوم در طرف چپ

ميرسد و الياف پوركينژ در نهايت امواج را فقط به آندوكارد و ساب آندوكارد ميرسانند و از اين ناحيه به

ميوكارد و سپس به اپيكارد انتقال امواج ‚ سلول به سلول انجام ميگيرد ( cell by cell ) .

ويژگي خاص سلولهاي قلبي منجر ميشود تا هدايت امواج از يك سلول به سلول بعدي بسرعت انجام

گيرد و اين به خاطر مقاومت كم ( Low Resistance ) در سلولهاي عضلاني قلب ميباشد . بنابراين امواج

تحويل سلول آندوكارد ميگردد و مدت 0.02  تا 0.04  ثانيه زمان طول ميكشد تا انتقال به سوي ديگر انجام

شود و در مجموع اين زمان به 0.06  تا  0.07  ثانيه ميرسد  بعد از دهليزها اولين جايي كه تحريك ميشود

سپتوم بين بطني است و ابتدا طرف چپ سپتوم و سپس از چپ به راست دپولاريزاسيون منتقل ميشود

و نهايتا نيروي ضعيفي ايجاد ميكند كه جهت آن از چپ به راست است . اين نيرو در اشتقاقهايي كه در

طرف چپ قلب هستند مثل V5 و V6 ديفلكشن منفي و كوچك ايجاد ميكند اما در ليد V1 ديفلكشن مثبت

و كوچك با ارتفاع معادل با  V6  ايجاد ميكند زيرا در هر دو ‚ نيروي واحدي عامل آن ميباشد كه به اين

نيرو  Initial force ميگويند .

بعد از آن تمام قلب با هم دپولار ميشود و حدودا در يك زمان هر دو بطن دپولار ميگردد ‚ برايند اين نيروها

قوي و جهت آن از بالا به پايين و از راست به چپ ميباشد زيرا ضخامت بطن چپ بيشتر بوده و نيروهاي

چپ قلب قويتر است پس برايند آن به سمت چپ خواهد بود كه به آن  Main force   ميگويند .

اين نيرو در اشتقاقهاي  V5 و V6 و همچنين I  و II  ديفلكشن مثبتي ايجاد ميكند كه موجي بزرگ و مثبت

ميباشد و در اشتقاقهاي طرف راست موج عميق و منفي ايجاد كرده كه عمق آن با ارتفاع اشتقاقهاي

سمت چپ برابر است .      

اما قاعده يا  Base  قلب با تاخير دپولاريزه ميشود زيرا انتهاي  bundle branch  در قاعده قلب قرار ميگيرد

 ( راههاي خروجي بطن ها ‚ قاعده قلب است ( و اينجا آخرين محل دپولاريزاسيون ميباشد زيرا راه خروج

خون بايد آخرين محل دپولار شدن باشد تا مانع  عبور خون از قلب نگردد .

نيروي حاصل از دپولاريزاسيون قاعده قلب ‚ نسبت به Main Force  ضعيفتر اما از  Initial Force   قويتر

ميباشد .

اين نيرو از چپ به راست است و از اشتقاقهاي چپ دور شده و ديفلكشن منفي با عمق متوسط توليد

ميكند در حاليكه اين نيرو به اشتقاقهاي راست نزديك شده و ديفلكشن مثبت با ارتفاع متوسط ايجاد

ميكند .

حاصل دپولاريزاسيون كلي بطن سه موج خواهد بود كه بطور قراردادي موج اول( Q ( initial force

و ( R ( main force  و (S ( terminal force نام دارد كه در طرف راست  RSR و در طرف چپ QRS است .       

ريپلاريزاسيون بطني :

موج  T به عنوان يك قاعده كه نماينده ريپلاريزاسيون بطنها است ‚ در جايي كه كمپلكس QRS مثبت

است موج T مثبت و هر جا QRS  منفي است موج T نيز منفي خواهد بود و همواره هم جهت با QRS

خواهد بود .

PR interval  از ابتداي  P تا ابتداي Q ميباشد و حدودا  0.12  تا 0.20  ثانيه است و فاصله زماني است كه

تحريك از گره سينوسي به الياف ميوكارد بطنها ميرسد كه محتمل ترين تاخير در  AV  node

ميباشد .حتي در مقادير نرمال مثل 0.16   ثانيه بيشترين مقدارش متعلق به  AV node   ميباشد و كمتر

از اين مقدار يعني از AV node عبور نكرده و از دروازه اصلي الكتريكي نگذشته است و محل عبور از

  by pass tract  بوده يا اكتيويشن زودرس بطني بوده است . 

از انتهاي P تا اول R  ( نماينده تحريك الكتريسيته در خود AV node ) را  PR segment  ميگويند كه 0.06

تا  0.08 ثانيه ( 1.5 تا 2 مربع كوچك ) و حداكثر  0.10  ثانيه ( 2.5 مربع كوچك ) ميباشد و حداقل  0.06 

ثانيه است .

از ابتداي  Q  تا انتهاي T  كه  QT interval  نام دارد فاصله زماني مجموع دپولاريزاسيون و ريپولاريزاسيون

در بطن ميباشد (ريپولاريزاسيون دهليزها در داخل QRS  مستتر ميباشد ) .

QT intervalدر محدوده  0.40  تا  0.44  ثانيه ميباشد كه ميتواند در اثر مصرف داروهايي همچون

كينيدين ‚ آميودارون و بعضي اختلالات يوني مثل هايپوكلسمي افزايش يابد و فوق العاده خطرناك

ميباشد . اگر ضربان قلب كند باشد بطور طبيعي فاصله  QT  بلند شده و با ضربان قلب بالا اين مقدار

كوتاه ميشود ‚ مقايسه فاصله  QT در كنار ضربان قلب معني پيدا ميكند و اصطلاحا تصحيح ميشود .

روش اصلاح  QT interval :

QTc = QT / √ RR

در روش ديگر در يك ضربان قلب معادل با  70 bpm مقدار  QT بايد 0.40 ثانيه باشد . به ازاي هر 10

ضربان  0.02  ثانيه  به 0.40  ثانيه اضافه يا كم ميكنيم . اگر ضربان قلب كمتر از  70 bpm  باشد 0.02 ثانيه

اضافه و اگر ضربان قلب بيشتر از  70 bpm  باشد 0.02 ثانيه كم مي كنيم . 

HR 60 = 0.42 second

HR 80 = 0.38 second

QT در زنها كوتاهتر از مردها است .

محورها :

الكترودهاي مربوط به دستگاه  ECG  به هر جاي بدن كه وصل گردد امواج قلبي را نشان ميدهد ولي اين

موضوع الزاما نشاندهنده نصب صحيح ليدها و يك نوار قلب استاندارد نيست . به عبارت ديگر بينهايت

اشتقاق ميتوان ترسيم و نصب كرد اما بطور معمول از حداقل آنها استفاده ميشود بنحوي كه بيشترين

اطلاعات كسب گردد . علت انتخاب دستها فقط دسترس بودن آنها است ‚ طبق قانون فيزيك نيروها را به

شرط موازي بودن ميتوان منتقل كرد مثلا ميتوان به جاي مچ دستها از كلاويكول راست و چپ استفاده كرد

ولي بايد امتداد و تناسب حفظ شود و جهت جريان همواره از منفي به مثبت باشد .

چون محور مختصات بهتر درك ميشود پس به شرط موازي جابجا كردن ‚ همه محورها را ميتوان از يك

نقطه عبور داد . اگر بخواهيم اشتقاقي بين ليدهاي I و II  داشته باشيم محل بينابين آنها محلي خواهد

بود بين دست راست و كرست ايلياك راست كه به آن  Vector of Right arm  ميگويند و در سمت چپ با

همين ويژگي Vector of Left arm  را داريم كه براي بدست آوردن آنها بايد دست و كرست ايلياك همان

طرف را به هم وصل نماييم و پس از تقويت وكتورها ( augment ) بنامهاي  AVF ‚AVL ‚ AVR خوانده

ميشود .

ليدهاي  II , III, AVF   انگار آينه ديواره تحتاني قلب هستند و وجود تغييرات در حداقل دو ليد از آنها براي

تشخيص الزامي است .

همچنين ليدهاي I , AVL و ليدهاي  V5 , V6  با هم آينه ديواره لترال هستند بطوريكه V5 , V6 پايين

ديواره كناري را بررسي ميكنند ( Low Lateral ) و ليدهاي  I , AVL  بالاي ديواره كناري را  بررسي ميكنند

( High Lateral ) .

V1 تا  V6  ديواره قدام قلب را با يك مقدار انعطاف پذيري نشان ميدهد .

( V1 ، V2 ، V3 ،V4)   آنتروسپتال را نشان ميدهد .

 (V2 ، V3 ، V4 ، V5 ، V6)   آنتريور را نشان ميدهد .

 I ، AVL  و  V1 تا V6  آنترولترال يا اكستنسيو آنتريور را نشان ميدهد . 

 I ، AVL   و همچنين  V1 تا  V6 بهمراه  II ، III ، AVF  بيانگر اينفاركشن وسيع يا Extensive  MI

ميباشد .  

اشتقاقهاي سينه اي يوني پولار هستند و ميتواند بينهايت وجود داشته باشد ولي با شش ليد ميتوان

اطلاعات لازم ولي نه اكمل را دريافت كرد .

اگر در اشتقاقهاي سينه اي ارتفاع موج R كم باشد احتمال اينفاركشن وجود دارد و ارزش تشخيصي به

نفع  MI  دارد . شايد موج Rكوتاه باشد ولي  موج Qتشكيل نشده باشد همچنين در ليدهاي

پريكورديال وجود R  كوتاه ميتواند بيانگر قرار گرفتن پوآر روي استخوان دنده ‚ بجاي فضاي بين دنده اي

باشد گرچه دلايل ديگري نيز ميتوان براي آن متصور شد .

در ليد  I  كمپلمان  QRS  الزاما مثبت است زيرا محور آن با محور قلب هم جهت ميباشد و اگر منفي

باشد ( مثلا در  LBBB و دكستروكاردي و لترال اينفاركشن و يا در اشتباه بستن ليدها ) غير طبيعي

ميباشد .

در ليد  II  كمپلمان  QRS  هميشه مثبت است و ارتفاع موج  R  در اين ليد نسبت به ليد I  غالبا بلندتر

ميباشد .

ليد  III  اساسا با محور قلب در يك جهت است و QRS در اين ليد اكثرا مثبت است .

كمپلكس  QRS در ليد AVR  هميشه منفي است و اين محور در  AVL  بيشتر با محور قلب در يك جهت

بوده وغالبا مثبت است همچنين در AVF  با محور قلب در يك جهت و هميشه مثبت ميباشد .

در افراد خيلي چاق كمپلكس  QRS  در ليد  III  منفي ميشود زيرا ديافراگم بالا آمده و قلب افقي تر

ميشود از طرفي در افراد با قفسه سينه كشيده و بلند ‚ قلب عمودي تر قرار گرفته و   QRS  در ليد AVL

منفي ميگردد .

QRS هميشه در ليد  V1 منفي است .

از V1  تا  V6  از عمق QRS كاسته و به ارتفاع آن اضافه ميشود كه در V3  و  V4 عمق با ارتفاع برابر

شده كه به آن ترانزيشنال زون گفته ميشود ولي واقعا  V5 از  V6 بلند تر و  V2 از V1  عميق تر است .

جابجايي در ترانزيشنال زون ميتواند بيانگر انحراف محور به راست يا چپ باشد .

تعيين محور قلب :

دو اشتقاق اندامي انتخاب كرده و سپس محور اصلي قلب تعيين ميشود ولي بهتر است كه ليدهاي 

 I ، AVF  كه عمودتر بر هم هستند انتخاب گردند . ابتدا در ليد  I  ارتفاع موج R ( كه مثبت است )

محاسبه ميشود و سپس از بين موجهاي  S و Q هر كدام كه منفي تر ميباشد انتخاب كرده و با موج R

جمع ميشود كه حاصل رقمي خواهد بود كه بر روي محور ليد I  رسم ميشود و به همين ترتيب براي ليد

 AVF  عمل ميشود كه تقاطع اين دو محور امتداد محور قلب خواهد بود .

محورهاي عمود بر هم عبارتند از :

1ـ اشتقاق استاندارد I  بر اشتقاق AVF  عمود است .

2ـ اشتقاق استاندارد II  بر AVL  عمود است .

3ـ اشتقاق استاندارد  III  بر  AVR عمود است .

محور QRS  طبيعي :

الف ـ محور متوسط طبيعي QRS در سطح فرونتال معمولا متوجه پايين و چپ است و محدوده آن بين

 0 درجه در جهت ساعت تا 90 +است ولي در اكثر افراد بزرگسال سالم محور QRS در سطح فرونتال در

محدوده بين  40 + تا 60 + قرار ميگيرد .

ب ـ هر گاه محور در فرد بزرگسال در محدوده  90 +در جهت عقربه ساعت تا 180 +درجه باشد محور قلب

به راست منحرف شده است .

ج ـ هر گاه محور در محدوده بين 0 درجه خلاف جهت ساعت تا 90 درجه باشد محور قلب به چپ منحرف

شده است ، اين ناحيه را ميتوان به دو ناحيه زير تقسيم كرد :

1 - منطقه انحراف خفيف محور به چپ ‚ يعني 0 تا 30 درجه

2 - ناحيه انحراف شديد محور به چپ ‚ يعني 30 تا 90 درجه

د ـ قرار گرفتن محور در ربع فوقاني راست ( ناحيه شمال غربي) يعني بين 90 درجه خلاف جهت ساعت

تا 180 كه بندرت پيش ميايد و ممكن است تظاهري از انحراف شديد محور به چپ يا دشارژ از موج ساز

نابجاي بطني باشد .

در انحراف محور به راست ( RAD  Right Axis Deviation ) كمپلكس QRS در ليد I منفي است همچنين در

انحراف محور به چپ ( LAD  Left Axis Deviation ) محور QRS در ليد AVF منفي است و بيش از  %98

موارد اين ويژگي قابل تعميم است يعني اگر در نوار قلب ديده شود كه كمپلكس QRS  در ليد  I  منفي

ميباشد با احتمال % 98 انحراف محور  به راست وجود دارد و اگر QRS   در ليد AVF  منفي بود به شرطي

كه در ليد  I  منفي نباشد با احتمال % 98  انحراف محور به چپ وجود خواهد داشت .

اگر QRS  در ليد I   منفي باشد چه QRS  در ليدAVF   منفي باشد يا مثبت ، نوار قلب نشان دهنده

انحراف محور به سمت راست ( RAD ) ميباشد . ولي عملا انحراف شديد محور به منطقه يك چهارم

فوقاني راست بعيد بنظر ميرسد .

هايپر تروفي :

در ليدهاي تحتاني اورلپ موجهاي P  مربوط به هر دو دهليز را داريم ‚ حال اگر بزرگي دهليز راست يا چپ

را داشته باشيم ديفلكشن مربوط به آن دهليز تغيير ميكند . در بزرگي دهليز چپ در اكثر اشتقاقها

بويژه  II ، III ، AVF كه موج P  مثبت است ‚ اين همپوشاني بگونه اي ميگردد كه موج دوم وسيعتر شده و

در مقايسه با  P  نرمال ‚ پهن تر و بخاطر بزرگ شدن بخش دوم موج P  شكاف آن كاملا واضح و مشخص

ديده ميشود بطوريكه در بزرگي دهليز چپ يك معيار مهم  P wide   با اندازه بيش از   0.12  ثانيه

ميباشد .

معيارهاي بزرگي دهليز چپ :

1 -  Widening  Wave  P  >   0.12  sec

2 -  Notch  Wave  P

3 -  منفي تر و عميق تر شدن بخش دوم موج P   در ليد  V1

بزرگي دهليز چپ :

در بيماريهاي دريچه ميترال ( تنگي ‚ نارسايي ) دهليز چپ بزرگ ميشود . نارسايي دريچه ميترال نسبت

به تنگي دريچه ميترال بيشتر با بزرگي دهليز چپ همراه است . همچنين در نارسايي بطن چپ ( بدليل

بالا رفتن فشار پايان دياستولي ) دهليز چپ بزرگ ميشود اما تنگي دريچه آئورت تنها در دراز مدت ميتواند

منجر به بزرگي دهليز چپ گردد .

بزرگي دهليز راست :

در اين حالت قسمت اول موج  P  تغيير ميكند بطوريكه بلند تر و پهن تر ميشود ولي چون قسمت اول موج

 P  قسمت دوم را ميپوشاند بنابراين فقط مرتفع شدن موج P  را در  نوار قلب مشاهده ميكنيم . پس تنها

علامت بزرگي دهليز راست مرتفع شدن موج  P  ميباشد كه بويژه در اشتقاقهاي تحتاني قلب قابل

مشاهده است . بطوريكه ارتفاع موج P   از  2.5 ميلي متر بيشتر ميشود .

در نارسايي بطن راست و بيماريهاي دريچه تريكوسپيد ‚ تنگي در يچه پولمونر ‚ COPD و پولموناري

هايپرتنشن بزرگي دهليز راست ديده ميشود . يكي از مثالهاي شاخص بالا رفتن فشار پولمونر ‚ COPD  و

كور ـ پولمونال ميباشد ( يعني نارسايي و هايپرتروفي بطن راست به دليل افزايش فشار پولمونار ) .

در بيماران  COPD   موجهاي  P خيلي بلند بويژه در ليدهاي تحتاني قلب آنقدر معمول است كه تا چند

دهه پيش به  P پولموناري معروف بود . پس P پولموناري همان موج P بلند در بزرگي دهليز راست است .

در نارسايي دريچه تريكوسپيد  ( TR ) حجم زياد ميشودودر تنگي دريچه تريكوسپيد ( TS ) فشار زياد

ميگردد .

نارسايي بطن راست علل زيادي دارد كه يك علت شايع COPD ميباشد . ولي شايعترين علت نارسايي

بطن راست ‚ نارسايي بطن چپ است . نارسايي بطن چپ در صورت ازمان منجر به نارسايي بطن راست

ميگردد .

خيلي مواقع نشانه هاي بزرگي هر دو دهليز را داريم كه در اشتقاقهايي كه  P  مثبت دارند ‚ موج  P  هم

بلند و هم پهن ميگردد ‚ بخصوص در ليد  V1   كامپوننت اول خيلي بلند و دومي خيلي عميق ميباشد .

مثلا در تنگي ميترال بعد از طول مدت ‚ نارسايي دهليز چپ و سپس دهليز راست و بعد بطن چپ و بطن

راست بوجود ميايد كه در نهايت آسيت و بزرگي كبد و ژوگولار متسع ديده ميشود .

هايپرتروفي بطن چپ :

در هايپرتروفي بطن چپ Main force   كاملا به چپ منحرف ميشود ‚ لذا در اشتقاقهاي طرف چپ مثل

V5 ،V6 نيروهاي مثبت افزايش مييابند و در اشتقاقهاي راست ‚ نيروهاي منفي عميق تر ميشوند .

نشانه هاي هايپرتروفي بطن چپ ( LVH ) :

1 -  انحراف محور قلب به سمت چپ   Left Axis Deviation

2 -  موج  R  بلند در ليدهاي سمت چپ ( V5،V6 و  I ، AVL )

3 -  موج  S   عميق در ليدهاي سمت راست ( V1 ، V2 )

موج R بيشتر از 25mm در هر كدام از ليدهاي سمت چپ و يا موج  S بيشتر از  25mm   در ليدهاي

سمت راست و يا مجموع ارتفاع بلندترين موج  R در ليدهاي سمت چپ با عميق ترين موج  S در ليدهاي

سمت راست بيش از  35mm باشد .

4ـ وجود طرح ويژه  Strain  Pattern  :

Strain Pattern of Left Ventricular

 در اشتقاق طرف چپ  ST depression و  T invert  ديده ميشود كه قطعه ST  با شيب ملايم شروع و با

شيب غير قرينه تند بالا ميايد . اين فرم اگر در ليدهاي سمت چپ ( V5،V6 و I ، AVL )  ديده شود

علامت  Strain Pattern   بطن چپ ناميده ميشود . اين علامت شايد در ليدهاي II ، AVF   هم ديده شود

 4­ـ تغييرات عكس در  ليدهاي سمت راست ( V1 ، V2 ) 

اين تغييرات بصورت ST elevation  ميباشد .

شايعترين علت هايپرتروفي بطن چپ و نارسايي بطن چپ ‚ هايپرتانسيون ميباشد بعبارت ديگر مثال

عالي براي  LVH هايپرتانسيون است .

افزايش بار سيستولي و دياستولي كه دو اختلال هموديناميك در هايپرتروفي بطن چپ تلقي ميشوند در

الكتروكارديوگرافي بصورت تظاهرات غير طبيعي بنيادي در ولتاژ QRS  نمايان ميشوند و در اساس از روي

تغييرات خاصي كه در قطعه  ST و موج  T و از روي تغييرات جزيي در موج  QRS تمييز مييابد .

   عليرغم هايپرتروفي واضح بطن چپ ، ممكن است ناهنجاريهاي خاص  ST – T ديده نشود .

عواملي همچون تنگي آئورت ‚ فشار خون عمومي ‚ كارديوميوپاتي هايپرتروفيك و كوآركتاسيون آئورت

منجر به هايپرتروفي بطن چپ ميگردند .

هايپرتروفي بطن راست :

در هايپرتروفي بطن راست نيروهاي مثبت در طرف راست و نيروهاي منفي را در چپ تقويت ميشوند .

نشانه هاي هايپرتروفي بطن راست ( RVH ) :

1 - انحراف محور به راست ( Right Axis Deviation )

2 - موج  R  بلند در ليدهاي سمت راست ( V1 ، V2 ) 

3 - وجود طرح Strain Pattern بصورت  ST  depression و  T  invert  در ليدهاي سمت راست

( V1 ، V2 ، V3، ... ) حتي شايد تا V6   ديده شود .

4 -  افزايش عمق موج S در اشتقاقهاي طرف چپ

انحراف محور به سمت راست شايعترين ‚ و گاه تنها نشانه هايپرتروفي بطن راست است . همچنين

همي بلوك قدامي چپ شايعترين عارضه همراه با  RVH  ميباشد .

شايعترين علت  بزرگي دهليز راست  ‚ نارسايي دريچه سه لتي است .

گاهي اوقات بزرگي هر دو بطن ديده ميشود بطوريكه نشانه هاي مربوط به هر دو يافت ميگردد كه با نام

زير خوانده ميشود :

Bi ventricular enlargement = RVH + LVH

كه تشخيص بر اساس  ECG  در حالات زير مطرح ميشود :

1 - هنگاميكه تظاهرات الكتروكارديوگرافيك هايپرتروفي بطن چپ با انحراف محور به راست همراه است .

2 - هنگاميكه تظاهرات الكتروكارديوگرافيك هايپرتروفي بطن چپ با موج  R  نسبتا بلند در اشتقاق V1 

همراه است .

RVH بطور شايع با بزرگي دهليز راست همراه است كه عمدتا به صورت موج P بلند و نوك دار در اشتقاق

استاندارد II تظاهر ميكند.

طرح  Strain  Pattern   بعنوان علامتي  مهم  همواره مطرح ميباشد .

ايسكمي هاي قلبي :

در ايسكمي تغييرات نواري كاملا غير اختصاصي است . ايسكمي در هنگام فعاليت بيشتر مشاهده

ميشود بنابراين در يك فرد بيمار ، ممكن است در حالت استراحت شاهد هيچ تغييري در نوار قلب

نباشيم .

علايم ايسكمي :

1 -  T invert

2 -  ST  depression

كه ممكن است يكي يا هر دو ديده شوند ولي مواردي مثل مصرف ديگوگسين و اينفاركشن ساب آندوكارد

و تصوير آينه اي در  اينفاركشنها ميتواند مواردي مشابه ايسكمي بوجود آورد .

ميوكارد اينفاركشن :

در اين حالت تغييرات سريالي داريم . بطوريكه  MI  را به چهار مرحله تقسيم ميكنند :

مرحله اول : ظهور موج  T  بلند و نوك تيز اما با قاعده پهن كه موسوم به  T sharp  ميباشد كه به اين

مرحله فاز هايپراكيوت  Hyper acute phase  گفته ميشود . گاهي اوقات ارتفاع موج T  بلندتر از موج  R 

ميگردد . اين مرحله كوتاه بوده و فقط در نيم تا يك ساعت ابتدايي حمله قلبي ديده ميشود كه نشانه

ايسكمي ترانسمورال و شروع  MI  است . تنها در هايپركالمي شبيه اين حالت ديده ميشود با اين فرق

كه در افزايش پتاسيم خون موج  T  در قاعده باريك بوده و شبيه به خيمه است كه به T tent   معروف

ميباشد .

مرحله دوم : در اين مرحله شاهد بالا رفتن قطعه ST   هستيم كه بنام  Acute MI  خوانده ميشود . نكروز

نيم ساعت پس از درد شروع ميشود و  6 تا 8 ساعت بعد از درد كامل ميشود .

مرحله سوم : وقتي درد ساكت ميشود هنگامي است كه نكروز كاملا پيشرفت كرده و در اين زمان

موج  Q  ظاهر شده ولي همچنان ST  elevation   وجود دارد و در ليدهاي سمت راست طرح 

QS  pattern  را بوجود مي آورد بصورتي كه موج  R  خود را از دست ميدهد كه به اين مرحله فاز تكوين

يافته ( fully  evolves phase ) ميگويند .

مرحله چهارم : بعد از 24 ساعت قطعه  ST به حالت اوليه برگشته و موج  Q  باقي ميماند همچنين موج

T بصورت معكوس باقي ميماند كه به اين مرحله  Old  MI   ميگويند .

Q پاتولوژيك داراي عمقي بيشتر از  2mm   و پهناي بزرگتر از  1mm  ميباشد .

اين علامتها ماهها باقي مانده بطوريكه كم كم موج T نرمال شده و فقط موج Q پاتولوژيك باقي ميماند كه

بعنوان يك قاعده تا پايان عمر ديده ميشود ولي گاهي اين موج Q از بين ميرود  بويژه در انفاركتوس

تحتاني ‚ ولي هرگز گفته نميشود كه  ECG نرمال شده بلكه ميگوييم ECG  نرمالايز گرديده است . در اين

حالت موج Q ديده نميشود ولي بافت نكروز عليرغم آن وجود دارد .

گاهي فقط ديواره داخلي دچار انفاركتوس ميشود كه بنام انفاركتوس ساب آندوكارد خوانده ميشود كه

علايمي شبيه به ايسكمي در نوار قلب ديده ميشود كه بصورت ST depression و T invert   است اما از

نظر كلينيكي علامت  MI  ( درد سينه ، تهوع ، عرق سرد ) را داريم .

موج T  invert  بعد از چند هفته تا چند ماه نرمال ميشود ولي در مقايسه قطعه ST  نهايتا چند روز بعد

نرمال ميگردد .

بلوك شاخه اي چپ   Left  Bundle Branch Block 

در بلوك شاخه اي چپ حذف  Initial  force  ديده ميشود .

نشانه هاي  LBBB  شامل :

1 - مهمترين و اولين علامت حذف  initial  force  ميباشد يعني موج  Q  در  V5 ، V6 ، I ، AVL  وجود

ندارد . همچنين موج R  در  V1 ، V2  حذف ميگردد ( حذف موج Q  در V5، V6 ،I ،AVL مهمتر است ) . 

2 - QRS  بيشتر از  0.10   ثانيه

3 - تغيرات غير قرينه ST depression   و  T invert  در اشتقاقهاي  V5 ، V6 ، I ، AVL

4 -  تغييرات  ST  elevation   در V1 ، V2  

بطوريكه طرح  QS  pattern  بوجود ميايد . به همين خاطر بلوك شاخه اي چپ شديدا طرحهاي  MI  را

تقليد ميكند پس اگر نتوانستيم بلوك شاخهاي را تشخيص دهيم بنابراين بيمار حتما MI  كرده است اما

اگر نشانه هاي  LBBB  را مشاهده كرديم به هيچ نحو نمي توان از اين نوار پي به MI   احتمالي همراه

ببريم پس در اين حالت فقط بايد به علايم باليني و تستهاي آنزيمي رجوع كنيم . وجود LBBB  ما را  از يك

ابزار تشخيصي در  MI  محروم ميكند زيرا  اين بلوك هم طرح MI  را تقليد و هم ماسك ميكند .

5 - بندرت شايد تا %30  انحراف محور به چپ ( LAD ) داشته

باشيم .

اگر بيمار  LBBB   باشد اما QRS   كمتر از  0.12 ثانيه باشد incomplete Left Bundle Branch Block بوده و 

اگر بيشتر از  0.12  ثانيه باشد  موسوم به  Complete  Left  Bundle Branch Block  ميباشد .

بلوك شاخه اي راست     Right Bundle Branch Block

در بلوك شاخه اي راست  initial force  ( موج Q ) داريم ، main force داريم ولي فقط بطن راست با تاخير

دپولاريزه ميشود . ( R  نماينده ترمينال فورس در ليدهاي سمت راست و S  نماينده ترمينال فورس در

ليدهاي سمت چپ است ) اين تاخير خود را در terminal force  نشان ميدهد و مهمترين علامت

يعني  Terminal  delay   ديده ميشود كه موج  S  يا  R پهن ميشود .

نشانه هاي  RBBB :

1 - مهمترين علامت تاخير در  Terminal force  است .

R  پهن در  V1 ، V2 و S  پهن در V5 ،V6 ، I ،AVL  

2 -  ST depression   و  T invert در ليدهاي  V1 ،V2 ،V3, ...

3 - بعنوان يك اصل در  RBBB  محور قلب بايد حتما در محدوده نرمال باشد ولي اگر علاوه بر RBBB   انحراف

محور به چپ داشته باشيم در آن صورت با همي بلوك قدامي چپ ( LAHB ) مواجه هستيم كه به آن 

 Bi fascicular  Blocks  گفته ميشود چنين فردي نيازمند Pace maker   ميباشد اما اگر در نوار  RBBB 

مشاهده شود كه انحراف محور به راست نيز دارد پس با همي بلوك خلفي چپ ( LPHB ) مواجه هستيم

كه به آن نيز  Bi fascicular Blocks   گفته ميشود و چنين فردي نيازمند  Pace maker  ميباشد .

هر گاه باي فسيكولار همراه با PR interval طولاني باشد بنام تري فسيكولار مشخص ميگردد و يا اگر

شاهد LBBB  همراه با PR interval  طولاني باشيم باز يك وضعيت Three fascicular  داريم ولي اگر RBBB

همراه با  PR interval طولاني داشته باشيم شاهد يك باي فسيكولار خواهيم بود .

 همي بلوك :

هر گاه  LAD  شديد داشته باشيم كه هيچ علتي براي نسبت دادن به آن نداشته باشيم تحت عنوان

 LAHB  خوانده ميشود .

هرگاه RAD  شديدي داشته باشيم كه هيچ علتي براي آن نتوانيم متصور شويم در آن صورت با LPHB 

مواجه هستيم .

LAHB، LPHB  بطور شايع در افراد كاملا سالم و طبيعي ديده ميشود كه بيشتر در سنين جواني مشاهده

ميشود . اما در شرايط پاتولوژيك مثل MI ، مشكلات دريچه اي ، اختلالات هدايتي ‚ بطور مادرزادي و غيره

ممكن است ديده شود .

بنابراين مشاهده همي بلوك فقط تشخيص نواري را بيان ميكند و بيانگر بيماري نيست بلكه تحت عنوان

تغييرات نواري بيان ميشود .

تذكر : در LAHB   به موارد زير نيز به عنوان نشانه توجه ميشود :

1 -  LAD  شديد

2 - R  كوچك در ليد III  و S  عميق در III

نكات مهم :

هر جا كه در آن ديواره تغييرات  ST elevation  ديديم ممكن است كه تغييرات آينه اي را در ديواره مقابل

مشاهده كنيم كه بصورت ST  depression است كه تنها تصوير ديواره مقابل به MI  ميباشد اماشايد

علاوه بر آن ايسكمي  را نيز داشته باشيم پس احتمال آن را رد نميكنيم و يا شايد بيمار در آن ناحيه

ديواره مقابل ‚ دچار  MI  Subendocardial  شده باشد . همواره قدام آينه ناحيه تحتاني ميباشد

وبالعكس .

R  بلند در V1 همراه با  ST depression  احتمال MI Posterior را مطرح ميكند . ( همچنين در V2 )

در آنوريسم و پريكارديت و آنژين پرينزمتال شاهد ST elevation  هستيم كه بايد آن را از MI افتراق

داد .                                                                                 

+ نوشته شده توسط روح الله حسینی در شنبه 12 تیر1389 و ساعت 13:0 |

آشنایی با اصطلاحات :

1 –  V-S : علایم حیاتی که شامل دما، نبض،فشار خون، سوختگی، بیماری قلبی، اختلالات کلیوی

دچار عدم تعادل مایعات بدن شده اند

2 – ترمومتر : دماسنج

3 – اورال : از راه دهان    ( 3 -2 دقیقه )

4 –  اگزیلاری : زیر بغلی     ( 10-9 دقیقه )

5 –  انال یا رکتال : از راه مقعد    ( 2 -1 دقیقه )

6 –  پالس یا نبض : ( بالغین 90-60 ) ( کودکان 120- 100 ) ( نوزادان تا 130 )

7 – تاکی پنه : تنفس بالای حد نرمال

8 – برادی پنه : تنفس زیر حد نرمال ( حد نرمال 20-12 )

9 – تاکی کاردی : ضربان قلب بالای 100

10 - برادی کاردی : ضربان قلب زیر 60

11 – هایپر تنشن : فشار خون بالای 90/140

12 – هایپو تنشن : فشار خون زیر 60/90

13 – CBR : استراحت مطلق

14 – RBR : استراحت نسبی

15 – EDEM : ( ادم ) ورم

16 – NPO : ناشتا

17 – I . V : تزریق وریدی

18 – I . M :تزریق عضلانی

19 – S . C :زیر جلدی (هپارین ، انسولین )

20 – I . D : داخل جلدی ( تست پنی سیلین )

21 – U . A : آزمایش ادرار

22 – S . E : آزمایش مدفوع

23 – BED PAN : ظرف مخصوص توالت

24 – CHEST : قفسه سینه

25 – آریتمی : نبض نامنظم

26 – لترال پوزیشن : خوابیده به پهلو

27 – دورسال پوزیشن : خوابیده به پشت

28 – OPEN BED : تخت باز یعنی تختی که متعلق به یک بیمار است و آن بیمار اکنون در تخت خود نمی

باشد

29 – BLOOD PRESSURE : فشار خون

30 – نیدل استیک : فرو رفتن سوزن آلوده به داخل بدن

31 – سیفتی باکس : ظرفی که مخصوص سوزن های آلوده در آن جمع آوری می گردد

32 – O . R : اتاق عمل

33 – PRN : در صورت لزوم

34 – SUPP : شیاف

35 – SYRUP : شربت

36 – STAT : فقط یکبار

37 – اتاق تریت منت : اتاق درمان ( تمامی وسایل مورد نظرتان برای درمان بیمار در آن موجود می باشد

38 – FBS : قند خون ناشتا

39 گلوکومتر : دستگاه کنترل قند خون

40 – DERAN : وسیله ای جهت تخلیه ترشحات بعد از اعمال جراحی (منظور عمل هایی است که یا خود

محل آلوده است مثل آپاندیسیت پاره شده و یا محل عمل به نوعی مثل خطای پزشکی آلوده شده

است )

+ نوشته شده توسط روح الله حسینی در شنبه 12 تیر1389 و ساعت 12:0 |
کاربرد انواع سرم :

سرمها بر اساس ماده ی تشکیل دهنده به انواع زیر تقسیم می گردند

1-سرم نمکی :که شامل سرمهای زیر می باشد

الف ) نرمال سالین یا نمکی ساده (N.S ) : 09/0% صورتی رنگ، 45/0% یاسی رنگ هاف سالین –

سدیم کلراید

2 - رینگر زرد رنگ

3 - رینگر لاکتات

4 - سرم قندی یا دکستروز : شامل انواع 5%آبی رنگ -10% قهوه ای رنگ- 20% -50% می باشد

5 - سرم قندی – نمکی  : این سرم به دو نوع زیر تقسیم می شود

الف ) 3/2 – 3/1 که شامل 3/1 نمک و 3/2 قند می باشد ( دکستروز 33،3 % و سدیم کلراید9%) قرمز

رنگ

ب )دکستروز سالین که نوع غلیظ تر سرمهای قندی – نمکی می باشد ( دکستروز 5% - سدیم کلراید

 9%) سبز رنگ

6 - محلولهای جایگزین پلاسما : که به انواع زیر تقسیم می شود

الف ) دکستران        ب ) دکستران 70         ج ) هماکسل        د ) مانیتول

کاربرد سرمها :

1 – سرم نمکی : این سرم به دو شکل قابل تزریق و غیر قابل تزریق تقسیم می شود

الف ) قابل تزریق :

# جبران کمبود مایعات بدن مانند اسهال – استفراغ – خونریزی ها

# بالا بردن فشار خون در افرادی که سابقه فشار خون ندارند و بنا به دلیلی مثل گرسنگی یا شنیدن

خبری ناگوار دچار افت فشار خون شده اند

# انما یا تنقیه ( تخلیه محتویات داخل روده بیمار قبل از اعمال جراحی )

# شستشوی زخم ها در زمان تعویض پانسمان

ب ) غیر قابل تزریق : شستن ماشین دیالیز  _ شستن ماشین ساکشن

2 – سرم رینگر : رینگر همان سرم نمکی است که به آن یکسری املاح اضافه شده است املاح موجود در

این سرم : سدیم ، کلر، پتاسیم و کلسیم می باشد

در جبران کاهش مایعات – درمان کاهش پتاسیم بدن مثل زمانی که فرد داروی ادرار آور مثل لازیکس را

طولانی مدت مصرف می کند نیز کاربرد دارد

3 سرم رینگر لاکتات : از نظر شیمیایی مانند پلاسمای خون می ماند . وقتی بدن با کاهش مایعات

مواجه می شود این سرم بر تمامی سرمها ارجحیت دارد در سوختگی ها ، جراحی های بزرگ کاربرد

دارد

4 – سرم قندی 5% :

الف) تامین انرژی بیماران ناشتا                         ب) کمک به تسکین درد پس از اعمال جرا حی   

ج) کمک به کاهش تب                                     د) ایجاد ادرار و کمک به دفع سموم بویژه در مسمومین

5 – سرم قندی 10% :

الف) کمک به کاهش تب های بسیار بالا   

ب) درمان افت قند خون شدید 

ج) ایجاد ادرار و کمک به دفع سموم 

د)کمک به ایجاد ادرار بخصوص در بیماران کلیوی     

هـ ) کمک به ترمیم زخم مثل سوختگی ها

6 – سرم قندی- نمکی : جبران کمبود مایعات ، املاح و انرژی بدن

7- سرم هماکسل : از استخوان گاو نر در ساخت آن استفاده می گردد باید در یخچال نگهداری شود در

درمان شوکهای ناشی از سوختگی ، خونریزی ، اسهال و استفراغ های شدید مورد مصرف می باشد

8- سرم مانیتول : در افرادی که به دلایلی مثل فشار خون ، سوختگی، بیماری قلبی ، اختلالات کلیوی

دچار عدم تعادل مایعات بدن شده اند کار برد دارد

+ نوشته شده توسط روح الله حسینی در شنبه 12 تیر1389 و ساعت 11:0 |
اصول تزریقات ایمن :

تزريق دارو به بدن يكي ديگراز راههاي تجويز دارو به بيماران است وداروهاي بسياري را ازاين را به بدن

واردمي نمايند.وارد كردن دارو از اين راه فوايد زيادي دارد.

مزاياي زيادي دارد ولي اگر بوسيله شخص غير مطلع وغيرمجازانجام بشودخطرات زيادي متوجه بيمار

خواهد بود بنابراين شخصي كه دارو را تزريق مي كندبايدبا وسايل آن يعني سرنگ و سوزن و طرزاستريل

كردن آنها آشنايي كامل داشته ومحلولهاي تزريقي ونوع دارو را خوب بشناسد و طوري تزريق كندكه بيمار

ناراحت نشود و همچنين عكس العملهاي داروها را نيزبداند.

 راههاي تزريق :    

1-وارد كردن دارو به درون پوست intradermal-ID

2- تزريق دارو زير پوست   subcutaneous-SC

3-تزريق دارو داخل عضله  intramuscular-IM

4- -تزريق دارو داخل وريد    intravenous- IV

5-تزريق دارو داخل مايع نخاع intradural-cerebro-spinal-fluid-ICSF

 سرنگ ها :

سرنگ وسيله اي براي تزريق مايعات به بدن و كشيدن مايعات مختلف از بدن مي باشد سرنگ هاانواع

مختلف دارند يااز جنس شيشه اي يا پلاستيكي و يااز فلز ساخته شده اند هر سرنگ شامل بدنه مدرج

است كه به سر آن سوزن وصل مي شود و يك پيستون دارد كه بداخل بدنه مي رود.معمولاً سر سرنگها

يك اندازه و استاندارد ساخته شده وبنابر اين هر نوع سوزني به آن وصل مي شود پيستون داخل سرنگ

براحتي داخل بدنه حركت مي كند ودر هنگام كشيدن پيستون به خارج هوا و مايعات به داخل سرنگ

كشيده مي شود و چنانچه به داخل بدنه فشار داده شود هوا ويا مايع خارج مي گردد.

سوزن در اندازه هاي مختلف وجود دارد وشامل يك ساقه و يك دهانه است كه دهانه به سرنگ وصل

 مي شود

نوك سوزن بطور مورب بريده شده كه فرو رفتن آن را آسان مي كند.

هرچه شماره سوزن بيشتر شود از قطر سوزن كم مي شود مثلا سوزن شماره 23نازكتر از سوزن شماره

 20 است.

آشنایی با اسکالپ وین یا سوزن پروانه ای :

اسکالپ از سایز کوچک به بزرگ با رنگ بندی زیر تقسیم می گردد :

1 – آبی : برای نوزادان ، کودکان ، افراد بد رگ    2 – مشکی   3 – سبز   4 – سفید    ( هر سه برای

بالغین )

بعد از آماده کردن و هوا گیری سرم محل تزریق اننتخاب بعد از بستن گارو و تمیز کردن محل تزریق با زاویه

 15 درجه وارد سیاهرگ می شویم  .  جهت تزریق سرم به مدت کوتاه استفاده می شود

آشنایی با آنژیوکت : 

جهت انفوزیون یا تزریق سرم و دارو درمانی طولانی مدت کاربرد دارد

1 – آبی (22 ) : کودکان ، نوزادان ، بیماران بد رگ

2 – صورتی ( 20 ) : بیماران تحت نظر در بخش

3 – سبز (18 ) : تزریق خون ، اعمال جراحی

4 – طوسی ، نارنجی (16 -14 ) : بیماران بد حال که عروق آنها به عمق عضله فرو رفته است و بیماران

بستری در مراقبت های ویژه کار برد دارد

 تجويز دارو به وسيله تزريق :

 هدف :رساندن داروي تجويز شده از طريق تزريق

 وسايل لازم:

 1-داروي تجويز شده به صورت آمپول يا ويال (معمولاً در يخچال يا گنجه دارو يا قفسه داروهاي مخدر

مي باشد.)

2-كارت دارويي

3-سيني تزريق دارويي:كه شامل :

# سوزن و سرنگ استريل (متناسب با حجم دارو :نجوه تزريق ووضعيت بيمار)

# تيغ اره

# آب مقطر يا نرمال سالين در صورت لزوم

# ظرف تزريق

# ظرف محتوي پنبه الكل 70%يا ماده ضد عفوني كننده ديگر (بتادين) می باشد

4 - پاراوان

طريقه عمل :

 1- برچسب شيشه دارو را به دقت بخوانيد و دوباره با كارت دارو مطابقت كنيد.

2- دارو را از نظر تاريخ مصرف كنترل كنيد.

3- دست هاي خود را به طريق جراحي بشو ييد.

4- سرنگ و سوزن را به طريق استريل آماده كنيد.

5- از ثابت بودن سوزن سر گردن سرنگ مطمن شويد مجددا آن را بر روي سطح استريل پوشش اوليه

سرنگ قراردهيد.

6 - در صورتي كه از ويال استفاده مي كنيد بطريق ذيل دارو را در سرنگ بكشيد.

#  حفاظ فلزي را كه بر روي لاستيك سر ويال قرار گرفته را بر داريد.

# در صورت لزوم براي مخلوط شدن محتويات ويالي كه حاوي داروي محلول مي باشد آن را در كف دست

قرار داده به آرامي بچرخانيد هرگز آن را به شدت تكان ندهيد.

# لاستيك درب ويال را با ماده ضد عفوني كننده (الكل 70%) تميز كنيد بدين منظور آن را به طريق

دوراني با پنبه آغشته به الكل تميز كنيد.

# پوشش روي سوزن را برداريد در اين مورد دقت كنيد كه آن را به طور مستقيم خارج كنيد تا از آلوده

شدن سوزن جلوگيري شود سپس برابر حجم داروي محلولي كه قرار است در سرنگ بكشيد هوا در

داخل سرنگ بكشيد .

# با دقت سوزن را از مركز لاستيك درب ويال وارد آن كنيد.مراقب استريل بودن سوزن و سرنگ باشيد در

كليه موارد دست شما فقط مي تواند با سطح خارجي بدنه سرنگ و دسته پيستون تماس حاصل كند.

# درحالي كه نوك سوزن خارج از محلول دارويي قرار گرفته است هواي داخل سرنگ را به داخل ويال

تزريق كنيد.

# ويال وارد نماييد و آن را هم سطح چشم خود بگيريد در حالي كه سوزن در داخل محلول دارو قرار دارد

برابر حجم مورد نياز در سرنگ بكشيد.ح-سوزن را از داخل ويال خارج كنيد و پوشش رويي سوزن را بر روي

آن قرار دهيد همواره مراقب استريل بودن سوزن باشيد.

# ويال را دور انداخته ويا جهت استفاده هاي بعدي در محل مخصوص به خود قرار دهيد.

7 -  در صورتي كه از آمپول استفاده مي كنيد دارو را به طريق ذيل در سرنگ بكشيد.:

# آمپول را برداشته به صورت دوراني بچرخانيد به طوري كه تمام محلول در قسمت پايين قرارگيرد در

صورت لزوم مي توانيد با وارد آوردن ضرباتي به قسمت فوقاني آمپول دارو را به قسمت پهن پايين پوكه

منتقل كنيد.

# در صورتي كه در گردن آمپول خط مشخص جهت شكستن آن وجود ندارد ابتدا با پنبه الكلي قسمت

گردن آمپول و تيغ اره را پاك كنيد سپس در حالي كه گردن آمپول بر پنبه الكلي تكيه دارد آن را با تيغ اره

خراش دهيد.

# پنبه الكلي را در اطراف گردن آمپول قرار داده با فشار دست به طرف خارج سر آمپول را از بدنه جدا كنيد.

پوشش روي سوزن را به طريقي كه آموخته ايد بر داريد.

# سوزن را در آمپول قراردهيد و مقداردارويي را كه لازم داريد در سرنگ بكشيد در صورتيكه به كل

محتويات آمپول احتياج داريد با دقت كل محتوي را در سرنگ بكشيد.

# پوشش رويي سوزن را به روي آن قرار دهيد مراقب استريل بودن سوزن و سرنگ باشيد.

8 - سرنگ محتوي محلول دارويي را در ظرف يا سيني تزريق قرار دهيد

9 - آمپول مصرف شده را دور بيا ندازيد.

10 - ظرف محتوي سرنگ حاوي دارو ، پنبه الكلي و كارت دارويي برداشته به اطاق بيمار برويد.

11 - بيمار را بانام صدا بزنيد كارت دارو را با كارت پايين تخت مطابقت كنيد 

12 -  پاراوان را دور بيمار بگذاريد.

13- ناحيه تزريق را برهنه كرده و با پنبه الكلي دقيقاً پوست را تميز كنيد براي اين منظور ميتوانيد پنبه

الكلي را در مركز محل تزريق قرارداده سپس به صورت دوراني با فشار مختصري آن را به طرف خارج

بچرخانيد.

14- اجازه دهيد كه پوست بيمار خشك شود.

15-پنبه الكلي را بين انگشت سوم . چهارم دست غيرفعال خود (معمولا دست چپ)براي استفاده بعدي

قرار دهيد.

16-در حالي كه منتظر خشك شدن پوست از ماده ضدعفوني كننده هستيد پوشش روي سوزن را برداريد

براي اين منظور به طريقي اقدام كنيد كه سوزن آلوده نشود.

17-هواي موجود در سرنگ را كاملا خالي كنيد تا قطره اي از دارو بر روي سطح مورب نوك سوزن ديده

شود چنانچه لازم است كل دارو به بدن بيمار وارد شود در حدود 2ميلي ليتر هوا در داخل سرنگ بگذاريد.

18- سرنگ را در دست راست خود بين انگشتان و شصت بگيريد.

19- با استفاده از دست ديگر پوست را كشيده يا فشار دهيد انتخاب اين روش بسته به محل تزريق و

وضعيت پوست بيمار مي تواند متفاوت باشد.

20- با يك حركت ثابت ؛آرام و سريع بسته به نوع تزريق و محل آن سوزن را وارد پوست كنيد.

21-سپس با دست چپ خود بدنه سرنگ را گرفته و دست راست خودرا به دسته پيستون منتقل كنيد.

22- با دست راست خود پيستون را به آهستگي به طرف خارج بكشيد اگر خون وارد سرنگ شد آن را به

طريقي كه در ذيل خواهيد آموخت خارج كنيد سوزن را دور انداخته تزريق ديگر آماده كنيد.

23- پنبه الكلي راكه بين انگشتا ن 3 و4دست چپ خود قرار داده بوديد در اطراف محل تزريق قرار داده

سوزن را به سرعت از داخل پوست در امتداد مسير تزريق خارج كنيد و پنبه الكلي را در محل خروج سوزن

قرار دهيد.

24- پنبه الكلي را به آرامي در محل تزريق فشار دهيد در صورت خونريزي فشار بيشتري به محل تزريق

وارد آوريد تا خونريزي قطع بشود.

25- پس از اتمام تزريق وسايل را به اطاق پانسمان ببريدپوشش سر سوزن را به روي آن قرار داده  سرنگ

و پنبه الكل را درون سطل زباله بياندازيد ( سوزن سرنگ را داخل سیفتی باکس بیندازید )بقيه وسايل را

تميز كرده در محل مخصوص به خود قرار دهيد.

26- مشاهدات خود را در پرونده بيمار ثبت و گزارش كنيد.

نكات مهم : 

1 - چنانچه از ويال محتوي پودر استفاده مي كنيد براي فراهم آوردن داروي محلول در داخل ويال برابر

دستور كارخانه سازنده دارو اقدام كنيد فرا مو ش نكنيد كه قبل از وارد كردن حلال به داخل ويال برابر حجم

حلالي كه قرار است اضافه شود از داخل ويال هوا را خارج كنيد.

2- درصورتي كه پودرداخل ويال را بصورت محلول در آورده ايد و لازم است محلول آماده براي تزريقات بعدي

مورد استفاده قرارگيرد غلظت داروي آماده شده و تاريخ حل كردن دارو را بر شيشه ويال مشخص كنيد.

تزريق درون جلدي intradermal

اين تزريق بندرت انجام مي شود و اغلب براي آزمايش حساسيت نسبت به دارو هاي مختلف انجام مي

گرددوبراي تشخيص حساسيت با سوزنهاي شماره 25-26-27 مقدار 1%ميلي ليتر از مايع را به داخل

پوست تزريق مي كنند.

نكات قابل توجه :

 1- معمولا جهت انجام تست هاي حساسيتي؛تست توبركولين وبراي واكسيناسيون بكار مي رود.

2- سرنگ يك ميلي ليتري كه بصورت صد قسمتي مدرج شده باشد

3- سوزن كوتاه و ظريف به شماره هاي 27-26-25 بكارميرود.

4- طول سوزن معمولا در حدود 6%تا 5/1 سانتي متر مصرف مي شود.

5- محل تزريق معمولا قسمت داخلي و تحتاني ساعد ؛قسمت بالاي سينه ويا زير كتف در قسمت پشت

مي باشد.

6- وضعيت بيمار بر حسب محل تزريق مي تواند متفاوت باشد.

7- حجم دارو بسيار كم و براي مثال در حدود 1%ميلي ليتر انتخاب مي شود .

8- لازم است با كشيدن پوست دو طرف محل تزريق سطح محكمي براي ورود محلول دارويي بوجود آورده

شود.

9- سوزن را با زاويه 15 درجه با پوست در حالي كه سطح محكمي براي ورود محلول بوجود آورده ايم

قسمت مورب سوزن به طرف بالا بايستي باشد كه از لايه فوقاني پوست عبور داده وارد پوست مي

كنيم.

10- تزريق دارو معمولا ايجاد يك برجستگي در پوست مي كند

11- خروج سوزن بسرعت انجام مي شود و محل تزريق به آرامي با محلول ضدعفوني كننده پاك مي

شود هرگز نبايد محل تزريق را ماساژ داد چون موجب ورود دارو به بافت زير جلدي ويا خروج دارو از طريق

محل ورود سوزن مي گردد.

12- جذب دارو در اين روش از طريق مويرگهاي ظريف انجام مي پذيرد

13- در مواردي كه اين نوع تزريق جهت تست هاي حساسيتي و نظاير آن انجام مي شود لازم است

محل تزريق به شعاع يك سانتي متر بصورت يك دايره مشخص شود و تاريخ و ساعت انجام تست دقيقا در

كنار محل تزريق يادداشت شود.

14- مشاهدات خود را ثبت كنيد.

 تزريق زيرجلدي subcutaneous

تزريق محلولهااز اين طريق از راه لنف واردگردش خون مي شوند و زودتر از داروهايي كه از راه دهان داده

مي شوند جذب مي گردند داروهايي كه براي تزريق زير جلدي مصرف مي شوند بصورت آمپول و يا

محلولهايي در شيشه مخصوص وجود دارند كه گاهي براي يك نفر و زماني يك شيشه آن براي چندين نفر

استفاده مي گردد و ممكن است اين داروها قرص باشند كه بايد آن را با آب استريل حل كرد ه و تزريق

نمود.

‌بهترين محل تزريق زير جلد قسمت خارجي بازو يا ران است معمولا از سرنگهاي1تا2استفاده مي شود و

بهتراست سوزنهاي شماره 26-25-24 نيزمصرف گردد قبل از تزريق بايد مطمن بود كه سوزن كج يا كند

نباشد زيراچنانچه سوزن كج شده و يا خمي داشته باشد ممكن است هنگام تزريق بشكند و اگر سوزن

كند باشد درد اضافي براي بيمار توليد مي نمايد.

نكات قابل توجه :

1-سرنگ 1-2ميلي ليتر يا انسولين يا توبركولين بر حسب نياز

2-شماره سوزن 24-25-26

3-طول سوزن معمولا با طول 5/1سانتي متر انتخاب مي شود كه با زاويه 45درجه تزريق مي گردد ونيز

سوزن با طول 25/1سانتي متر با زاويه 90درجه تزريق مي شود.

4- سوزنهايي با طول 9/معمولاً براي كودكان و سوزنهايي با طول 5/2 براي افراد چاق بكار برده مي شود.

5-محل تزريق معمولاًقسمت فوقاني و خارجي بازو ؛جلوي ران ؛روي شكم و قسمت بالاي پشت و

زيراستخوان كتف مي باشد كه تعيين محل دقيق آن در تزريق عضلاني توضيح داده خواهد شد.

6-وضعيت بيمار بر حسب محل تزريق تعيين مي شود.

7-حجم دارو حداكثر 2ميلي ليتر است

8-وضعيت دست امدادگر براي ورود سوزن با زاويه 45درجه كف دست بايد به طرف بالاباشد وبا زاويه 90

درجه كف دست بايد بطرف پايين باشد

9-براي ورودبا زاويه 45لازم است سطح مورب سوزن بطرف بالا باشد.

10-ورود سوزن لازم است محكم همراه با آرامش انجام پذيرد.

11-خونريزي معمولاً بعد از تزريق زير جلدي ديده نمي شود.

12-ثبت مشاهدات در پرونده بيمار ضروري مي باشد.

تزريق عضلاني intramuscular

هنگامي مقدار دارو بيشتر باشد و يا نسوج سطحي را تحريك كند ويا احتياج به جذب سريعترباشد آن را

داخل عضله تزريق مي كند.

 نكات قابل توجه :

1 - معمولاسرنگ 2-5 ميلي ليتري بكارمي رود.

2 - شماره و طول سوزن بسته به نوع عضله ؛محل تزريق يا ميزان بافت چربي كه عضله مورد نظر را

پوشانيده است و سن بيمار متفاوت مي با شد.و براي تزريق در عضله گلوتيال معمولااز سوزن شماره

 20-23 استفاده مي شود.و براي تزريق در عضله دلتوييدمعمولا از سوزن شماره 23-25استفاده

مي شود.

# محل تزريق : وضعيت بيمار و حجم قابل تزريق

1 - ناحيه درسوگلوتيال برروي عضلات ضخيم باسن:

محل تزريق در اين عضله معمولاً قسمت فوقاني خارجي يا ربع فوقاني خارجي باسن در حدود 5-8

سانتي متر پايين تر از كرست ايلياك خواهد بود كه به دو روش مشخص مي گردد.

يك لب باسن را با خطوط فرضي به چهار قسمت تقسيم كنيد در اين هنگام شما با لمس كرست ايلياك

از انتخاب محل صحيح تزريق كه به اندازه كافي بالامي باشد مطمئن شده ايد .انتخاب محل تزريق بدون

لمس كرست ايلياك روش مطمني نخواهد بود .

ناحيه ونتر وگلوتيال بر روي عضله گلتيوس متوسط براي تعيين محل تزريق برروي اين عضله در بيمار مي

بايد كف دست خود را بر روي تروكانتر بزرگ قراردهيد به طوري كه انگشتان وي متوجه سر بيمار باشد .

معمولاً دست راست براي ران چپ به كار رفته و از دست چپ براي ران راست استفاده مي شود .

انگشت سبابه بر روي بر جستگي فوقاني قدامي استخوان ايليوم قرار گرفته و انگشت مياني دست به

طرف عقب كشيده شود به طوري كه لبه كرست ايليوم را لمس كنيد سپس با انگشت خود به باسن آن

فشار مي آورد. محل تزريق در اين حالت مركز مثلثي خواهد بود كه با انگشت سبابه ؛ مياني و لبه

كرست ايليا ك تشكيل شده است. اين محل براي كودكان و بزرگسالان قابل استفاده مي باشد. بيمارمي

تواند در وضعيت به پشت خوابيده قرارگيرد در اين حالت بهتر است زانو ها و لگن خم شده باشد تا عضله

مربوطه شل شود حجم قابل تزريق 1-5 ميلي ليتر مي باشد.

2 - عضله وستوس لتراليس : ثلث اين عضله محل مناسبي براي تزريق خواهد بود كه با تقسيم فاصله

بين تروكانتر بزرگ و برجستگي خارجي زانو به سه قسمت و انتخاب ثلث مياني آن به دست مي آيد. اين

محل براي كودكان و بزرگسالان مورد استفاده مي باشد بيمار مي تواند در وضعيت خوابيده به پشت يا

نشسته قرار گيرد. 

3 - عضله ركتوس فمورس : در عضلات گروه چهار سر ران اين محل در قسمت جلوي ران قرار گرفته است

اين محل براي شيرخواران ؛ كودكان و بزرگسالان در مواردي كه استفاده از محلهاي ديگر مجاز نمي باشد

مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

4 - عضله دلتوييد وسه سر بازو : اين عضله بر روي قسمت كناري فوقاني باسن قراردارد معمولاً براي

تزريق عضلاني بكار نمي آيد براي تعيين محل تزريق بر روي عضله دلتوييد لازم است لبه پايين زايده

اكروميون لمس گردد همچنين قسمت مياني بازو كه در مجاورت زير بغل مي باشد تعيين گردد مثلثي كه

قاعده آن در امتداد زايده اكروميون و رأس آن بر روي بازو به مجاورت زير بغل مي باشد محل مناسب تزريق

خواهد بود.كه تقريباً 5 سانتي متر پايين تر از زايده اكروميون قراردارد همچنين سر كناري عضله سه سر

روي قسمت خلفي فوقاني بازو مي تواند براي تزريق مورد استفاده قرار گيرد محل مناسب حد وسط بين

زايده اكروميون و برجستگي استخوان آرنج مي باشد اين محل فقط در مواقعي مورد استفاده قرار مي

گيرد كه محلهاي ديگر مجاز نباشد وضعيت نشسته يا خوابيده مي تواند براي اين تزريق بكار گرفته شود و

حجم قابل تزريق در عضله دلتوييد 2-5/ميلي ليتر مي باشد.

+ نحوه ورود سوزن با زاويه 90 درجه و بسرعت خواهد بود

+ ثبت مشاهدات در پرونده بيمار ضروري مي باشد.

نكات مهم :

1 - براي تزريق محلولهاي روغني معمولاً از سوزنهاي ضخيم تر استفاده مي شود ضمناً هر چه ميزان

بافت چربي بر روي عضله بيشتر باشد از سوزن بلندتري بايد استفاده  كرد و نيز براي شيرخواران و

كودكان معمولا از سوزنهاي ظريف تر و كوتاهتر با شماره 22- 25 استفاده مي شود .

2 - در مواردي كه دارو به سطح پوست صدمه وارد مي كند قبل از تزريق لازم است سوزن تعويض گردد

چون سوزن جديد آغشته به دارو نخواهد بود.

3 - تزريق عضلاني به روش z؛اين روش معمولا در موارد ي كه دارو براي پوست مضر بوده و موجب

تحريكات پوستي و بافت زيرجلدي را فراهم مي آورد استفاده مي شود براي اين منظور قبل از ورود به

محل تزريق بايد پوست محل تزريق در حدود 5/2-5/3به يك طرف كشيده شودپس از تزريق لازم است به

مدت 10 ثانيه فرصت دادوسپس سوزن را خارج نمود دراين مدت عضله شروع به جذب دارو نموده ضمناً

دارو در عضله باقي مانده و راه خروج آن از عضله به بافت زيرجلدي و پوست مسدود مي گردد از انجام

ماساژ محل تزريق در اين روش بايستي اجتناب كرد.

تزريق داخل وريدي  Intravenous

منظور از تزريق وريدي داروهايي هستند كه بايد فوري جذب شوند مثل داروهاي محرك قلب و تنفس-

سرمهاوداروهاي بيهوش كننده وغيره كه لوازم ذيل بايستي به وسايل تزريق عضلاني اضافه شود :

1- تورنيكه يا گارو

2- يك مشمع كوچك و حوله پانسمان جهت گذاشتن زير موضع

3- سوزن شماره 18-20

طرز عمل :

1 - پرستار يا فرد تزريق كننده پس از بيان به بيمار مشمع و حوله پانسمان را زير موضع مي اندازد و

تورنيكه را به بالاي موضع مي بنددو محل تزريق را با پنبه الكلي تميزمي كند و بعد از نمايان شدن وريد

سوزن را موازي با پوست در رگ وارد كرده و پيستون را به عقب مي كشد كه مطمئن شود سوزن در

داخل وريد است سپس تورنيكه را باز كرده و تزريق را خيلي آهسته انجام مي دهد بعد از اتمام تزريق

سوزن را سريع خارج كرده و فوري با يك پنبه الكلي محل تزريق را كمي فشار مي دهد كه محل سوزن در

رگ كاملا بسته شود در حين تزريق به حالات بيمار توجه شود.

2 - بهترين محل تزريق وريدي در چين خوردگي هاي مفصل آرنج قراردارد در مواقعي كه در آن رگ زياد

مشخص نيست از رگهاي روي دست و گردن وپا مي توان استفاده كرد و نيز اين را بايستي مد نظر داشت

كه تزريق وريدي از وظايف پرستار نمي باشد ولي براي مواقع اورژانس مي توان انجام داد.

 طريقه تست انواع پني سيلين :

1 - Vial pen 400000 Iu

‌پني سيلين400000 را با 4CC آب مقطر حل كرده 1%از اين محلول را با 1CCآب مقطر رقيق كرده و%1

داخل جلد ID تزريق كنيد.

2 - Vial pen 800000 Iu

پني سيلين 800000 را با 4CCآب مقطر حل كرده و %1 از اين محلول را با 2CCآب مقطر رقيق كرده و %1

داخل جلد ID تزريق كنيد.

3 -( Vial pen 1200000 Iu (L . A

پنی سیلین 1200000 را با 4CCحل كرده %1 كشيده و با 3CC آب مقطر رقيق كرده و %1را ID تزريق كنيد.

4 - Vial pen 5000000 Iu

پنی سیلین 5000000 را با 4CCحل كرده %1 كشيده و با 3CC آب مقطر رقيق كرده و %1را ID تزريق كنيد.

5 - Vial Pen 6.3.3

با استفاده از 5CCآب مقطر حل كرده و % 2كشيده و با% 8 آب مقطر حل كرده مي شود 1CCو % 1 از اين

محلول را ID تزريق مي كنيم.

تزريق داخل مايع نخاع :

اينكار توسط پزشك انجام مي شود و پرستار وسايل و بيمار را آماده مي كند.كه از اين نوع تزريق براي

بي حسي هاي نخاعي و.….استفاده مي شود كه باعث بي حسي در اندام تحتاني : پاها و شكم

مي شود تزريق دارو در بين سومين و چندمين مهره كمر انجام مي گردد. مهمترين نكته در امر توفيق در

تزريق داروي بي حسي نخاعي طرز قرار دادن بيمار در هنگام تزريق است بهترين شكل قرار گرفتن بيمار

به اين ترتيب است كه وي به پهلوو شانه وباسن بخوابد زانوها را تا جايي كه ممكن است بطرف بالا و

داخل شكم بياوريد و سر را بطرف سينه خم كند و نيز اين تزريق مي تواند بشكل نشسته انجام شود كه

ناحيه تحت تا ثير داروي بي حسي به سرعت تزريق :قد:وزن؛و وضعيت بيمار بستگي دارد پرستار بايد

سعي كند بيمار حركت نكرده ؛ سرش را بلند نكند ؛ سرفه نكند و يا بطريق ديگري باعث راندن داروي

بي حسي به طرف بالا شود در عوارض بعد از اين نوع تزريق مي توان به تهوع و استفراغ و سردرد را نام

برد.

نکات مهم در انواع تزريقات :

تزريقات يکي از روشهاي شايع در تجويز فراورده هاي دارويي مي باشد که در صورت عدم رعايت موازين

توصيه شده خطرات بالقوه و بالفعلي را بر ارائه کنندگان، مصرف کنندگان خدمت و نيز جامعه اعمال

مي نمايد. تزريقات ايمن يعني تهيه و تامين وسايل و تجهيزات و آموزش هايي براي ارائه خدمت تزريق به

افراد جامعه به صورتي که فرد خدمت گيرنده، خدمت دهنده و جامعه بر اثر تزريق آسيب نبيند. در اين

راستا جهت تامين ايمني تزريقات کارکنان و پيشگيري از جراحات ناشي از وسايل تيز و برنده، اقدامات

انجام شده به شرح ذيل مي باشد

1 – ارائه آموزشهاي لازم در خصوص چگونگي پيشگيري از صدمات ناشي از وسايل تيز و برنده و نيز

اقدامات درماني و پيشگيرانه اوليه به کارکنان

2 – آشنايي کارکنان با دستورالعمل شماره 14 ( ايمني تزريقات ) مراقبتهاي مديريت شده

3 - تشکيل پرونده بهداشتي براي کارکنان بهداشتي درماني و واکسيناسيون عليه هپاتيت B و آنفلوآنزاي

مرغي

4 – تهيه Safety Box و تحويل آن به بخشها

5 - در دسترس قرار دادن وسايل حفاظتي نظير دستکش، گان، ماسک و عينک محافظ جهت استفاده

کارکنان بهداشتي درماني متناسب با وضعيت بيمار و روش هاي درماني

6 – سرسوزن وساير اشیاء تیز و برنده مصرفی ( آنژیوکت، تیغ بیستوری، لانست، اسکالپ وین، ویال های

شکسته و ... ) بلافاصله پس از مصرف در Safety Box جمع آوری شده و سپس    بی خطر شده و به نحو

مطلوب دفع می گردند

7 – استفاده از برچسب هشدار دهنده بر روی ظروف جمع آوری و ذکر تاریخ بر روی آن جهت جلب توجه

کارکنان و دفع سریع آن

8 – به حداقل رساندن حمل و نقل و جابجایی سرنگ و سرسوزن های مصرف شده

با انجام اقدامات فوق، سطح ایمنی کارکنان بر اساس نمودار، به نحو چشمگیری افزایش یافته است

بطوریکه مراجعین ناشی از Needle Stick را به حداقل رسیده است

+ نوشته شده توسط روح الله حسینی در شنبه 12 تیر1389 و ساعت 10:0 |


Powered By
BLOGFA.COM


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کد جست و جوی گوگل





Powered by WebGozar



JavaScript Codes
Roohollah Hoseini
on Google+